سلام نمی دونم چی بگم . چی نگم خیلی هاتون نوشته های من رو می شناسید خوندید با شاد بودن من شاد بودید و با غم هام گریه کردید همیشه گفتم و بازم میگم ری را با شما ها بارا عشق شد بارانی که هیچوقت تموم نمی شه یه آهنگ هست مال محسن نامجو خیلی دوسش دارم برای شما هم می ذارم گوش کنید . از شما ها هم میخوام کمکم کنید فقط همین . همتون رو دوست دارم .
..................................
ای ساروان
ای کاروان
لیلا من کجا می برید
با بردن لیلای من
جان و دل من را می برید
ای ساروان کجا می روید
لیلای من چرا می برید
در بستن پیمان ما تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان در پا بود
این عشق ما بماند بجا
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا میبری
تمامی دینم به دنیای فانی
شراره عشقی که شد زندگانیم
به یاد یاری خوشا قطر اشکی
به سوز عشقی خوشا زندگانی
همیشه خدایا محبت دلها
به دلها بماند به سان دل ما
که لیلی مجنون حساب می شود
حکایت ما جاودانه شود
تو اکنون ز عشقم گریزانی
غمم را ز چشمم نمی خوانی
از این غم چو عالم نمی دانی
پس از تو نمونم برای خدا
کند که دلم را به دین و برو
چو طوفان سختی ز شاخ غم
گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من آن تک درختی
که در پای طوفان نشستی
همه شاخه های وجودش
ز خشم طبیعت شکسته
..................................
فکر کنم برای شروع دوباره نوشتنام خوب باشه و اینکه دیگه این عشقم رو نمی ذارم کسی ازم بگیره چون با رفتنش من هم می رم . همتون رو دوست دارم تنهام نذارید